محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
174
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) ( 37 / الف ) نامهء پادشاه غسّان ( 1 ) به كعب بن مالك تفسير طبرى ، 11 / 38 - 39 ؛ به ص 911 مقابله كنيد : ابن سعد ، ج 8 ص 132 كعب بن مالك - [ وى يكى از سه تنى بود كه از رفتن به پيكار ، سرباز زدند ( 2 ) ] - . . . هنگامى كه در بازار مدينه راه مىرفتم ، به ناگاه مردى از مردم نبط شام را كه براى فروختن خوار بار ، به مدينه آمده بود ديدم كه مىگفت : كيست كه كعب بن مالك را به من نشان دهد ؟ مردم ، با اشاره او را راهنمايى كردند تا نزد من آمد و نامهاى از پادشاه غسّانى به من داد . من خود ، نويسنده بودم . نامه را خواندم ؛ متن نامه چنين بود : پس از عنوان : ما آگاه گشتهايم كه فرمانرواى تو ، بر تو درشتى كرده است ، در صورتى كه خداوند ، تو را در جايگاه خوارى و تباهى قرار نداده است . پس به ما بپيوند تا ياور تو باشيم . كعب گفت : هنگامى كه نامه را خواندم ، به خود گفتم : اين نيز آزمايشى ديگر است ؛ از اين رو به سوى تنور رفتم و آن را در تنور سوزاندم . 1 . وى حارث پسر أبى شمر ، يا جبله پسر الأيهم بود ( مغازى ، واقدى 3 / 1051 ) . - م . 2 . اين سه تن ، كعب پسر مالك ، مراره پسر الرّبيع و هلال پسر أميّه بودند . گروه متخلّف كه شمارشان به بيش از هشتاد تن مىرسيد ، براى نرفتن به پيكار دشمن ، هم سوگند گشتند و بهانه آوردند ، پيامبر ( ص ) نيز به ظاهر ، عذر آنان را پذيرفت ؛ ولى حقيقت انديشهء آنان را به خدا واگذار نمود . از آن ميان ، سه تن افراد ياد شده ، علت سرپيچى خويش از فرمان پيامبر را به راستى بر پيامبر ( ص ) باز نمودند و پيامبر خدا در انتظار رسيدن وحى ماند و به مسلمانان دستور داد تا رسيدن پيام آسمانى ، با آنان سخن نگويند . سرانجام پس از پنجاه روز دعا و زارى ، خداوند توبه ايشان را پذيرفت ( سورهء توبه ، 118 ؛ المغازى ، 3 / 1049 - 1055 ؛ تفسير طبرى ، 11 / 42 - 44 ؛ مجمع البيان ، 3 / 79 ) . - م . ( 2 ) 38 - 39 مكاتبه با جبلة ( 1 ) بن الأيهم غسّانى ابن سعد ، ج 1 / 2 ص 20 ( ش 12 ) ؛ يعقوبى ، 2 / 84 ؛ إمتاع ، مقريزى ( خطّى كوپرولو ) ص